مرتضى مطهرى

712

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ارزانترى بفروشد و اين امر اوضاع همه را بهم مىريزد . ناچار مىآيند در متن قرارداد ميزان توليد را هم تعيين مىكنند كه اين كارخانه اين قدر توليد كند ، آن كارخانه آنقدر و . . . و [ توافق ] ديگر : براى اينكه باز رقابت را كم كنند و از ميان ببرند بازارها را هم ميان خودشان تقسيم مىكنند ، چون اگر بازار هم تقسيم نشود و صِرف يك قراردادى [ در كار باشد ] كه روى كاغذ آمده كه ما فلان كالا را از فلان قيمت كمتر نفروشيم اما همهء آنها به يك بازار بروند [ مجبورند قيمت را پايين بياورند . ] فرض كنيد همه به ايران آمده‌اند و مىخواهند جنس خودشان را بفروشند . پس عرضه خيلى زياد است و تقاضا كم . در اين صورت جبراً بايد قيمت را پايين بياورند ؛ يعنى آن تعهد ، كاغذ پاره‌اى بيشتر نخواهد بود . پس بهتر اين است كه از اول مناطق دنيا را ميان خودمان تقسيم كنيم ؛ و لابد اين تقسيم برحسب ميزان زورى است كه دارند . با اين سه كار ( تبديل كردن رقابت به همكارى و تثبيت قيمتها و تعيين و تحديد بازارها ) آن بحرانهايى را كه در انتظارشان هست از ميان مىبرند و بر بحرانها غلبه مىكنند . سنديكا گاهى پا را از اين هم يك درجه بالاتر مىگذارند و سنديكا تشكيل مىدهند . در كارتل باز بالاخره آن مؤسساتى كه دخيل هستند ، در داخل خودشان استقلال دارند ، فقط قراردادى دارند كه اين دو سه نوع محدوديت را بپذيرند . اگر به صورت سنديكا دربيايد حالت استقلال اجزاء بيشتر از بين مىرود و سنديكا ( آن مركزى كه همهء اينها را در آنجا جمع كرده ) داراى استقلال بيشترى مىشود . مثلًا اختيار ميزان توليد با او مىشود كه دستور مىدهد تو اين قدر توليد كن ، تو آنقدر كه اصلًا از اين حالت هم خارج مىشود . تراست و از آن بالاتر اين است كه به صورت تراستها درمىآيند . در اين حالت ، در واقع اين كارخانه‌ها آن مقدار استقلالى هم كه در سنديكاها داشتند از دست مىدهند . فرض كنيد كارخانه‌هاى قندى است كه اول به صورت يك كارتل درمىآيند كه مىگويد قيمت قند يا شكر را از اين مقدار پايين‌تر نياوريد . بعد به صورت سنديكا دربيايند كه آن سنديكا دخالتش در كارهاى داخلى بيشتر از حد كارتلها مىشود . بعد يك دفعه بيايند بگويند ما يك شركتِ واحدِ بزرگ به وجود مىآوريم و هريك از اين كارخانه‌ها جزء سهامداران باشند ، مثلًا حساب كنند كارخانهء قند كهريزك چند سهم از اين مجموع داشته باشد . به اين صورت ، استقلال داخلى را خيلى بيشتر از ميان مىبرند . كأنه همهء اينها به صورت يك كارخانهء واحد درمىآيند ؛ يعنى آن كارخانه‌اى كه قبلًا به صورت يك واحد مستقل